قدرتی رام‌نشدنی و سرکش

Posted on آوریل 7, 2015

0


فیگارو

نویسنده: آنتوان بابو تفوق نظامی جامعه شیعه، و در رأس آنها ایران، باعث یک گسست استراتژیک بزرگ در منطقه خاورمیانه و خاورنزدیک شده است. تهران درحال تبدیل شدن به قدرتی است که جامعه های شیعه را سازماندهی می کند. با این حال، صعود این کشور با موانعی همراه است: این کشور هزارتوی تحریم ها را دور زده تا بتواند خود را بر منطقه تحمیل کند. به محض لغو تحریم ها، ۱۰۰ میلیارد دلار از دارایی های این کشور آزاد خواهد شد و بدین ترتیب امکان افزایش نفوذش بر منطقه و توسعه بیشتر زرادخانه هایش را خواهد یافت. آخرین رویارویی در ۲۵ مارس اتفاق افتاد: یمن که به دست یک فراکسیون شیعه به نام حوثی‌ افتاده، به صحنه درگیری‌های نظامی توسط ائتلاف سنی و در رأس آنها عربستان تبدیل شد. ولی ایران از برتری استراتژیک خود سود برد. برخی براین عقیده اند که ممکن است بخش شیعه نشین عراق به ایران ملحق شده و اولین قدرت نفتی را در برابر عربستان ایجاد کند. نیات ایران رنگ و بوی مذهبی نیز دارد: هشت فقره از اماکن مقدس تشیع در عراق قرار دارد. اختلاف هویتی میان اعراب و پارسیان با رویارویی عقیدتی میان سنی و شیعه نمود پیدا کرده که بیش از ۱۴ قرن قدمت دارد. دیدگاه استراتژیک ایران همچنین از یک باور آخرالزمانی نشأت می گیرد: پیروزی تشیع با فراهم کردن مقدمات ظهور مهدی [دوازدهمین امام شیعیان]. به نظر می رسد که این دیدگاه پیروزی هایی نیز به دست آورده؛ به ویژه توسط سپاه پاسداران که یک دیپلماسی نظامی را در شبکه های زیرزمینی در نزد جامعه شیعیان ایجاد کرده است. حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر که توسط جهادگرایان سنی انجام شد، تمامی خاطرات مربوط به حملات تروریستی انجام شده توسط گروه های شیعه تحت فرماندهی ایران را به باد فراموشی سپرد: حمله به سفارت آمریکا در بیروت، سوءقصدهای مختلف، گروگانگیری… درواقع تبلیغات جهادگرایان شیعه دارای ارتباطات بهتری است و اقدامات آنها در مقایسه با اقدامات جهادگرایان سنی به ظاهر دارای سبعانیت کمتری است. با این حال، در صحنه نبرد، اقدامات شیعیان نیز بسیار دهشتناک است: «جنایات جنگی» مورد اعتراض عفو بین الملل در عراق، استفاده از سلاح های شیمیایی توسط اسد و ۱۱ هزار کشته ازطریق شکنجه در زندان ها، همان حسی را به انسان می دهد که اقدامات جهادگرایان داعش. بی ثباتی اعراب سنی که همواره بر «قدرت دفاعی» آمریکا حساب کرده اند باعث شده تا تهران به اولین قدرت منطقه ای تبدیل شود. اکنون حکومت آیت الله ها دارای یک ساختار تهاجمی و تمرکزیافته است و نیت اش برای «صدور انقلاب» به مراتب پرانگیزه تر شده. کشورهای عرب منطقه همچنان درگیر نزاع های بیهوده اند و نتوانسته اند ماهیت شیزوفرنیک جوامع خود را مرتفع سازند. جدا از پادشاهی های کم جمعیت حوزه خلیج فارس، مصر به عنوان پرجمعیت ترین کشور سنی همچنان درگیر گذر سیاسی است. کشورهای شمال غربی آفریقا نیز بر نزاع های خود برای دستیابی به بخش غربی صحرای بزرگ آفریقا [ساهارا] متمرکز شده اند. صحنه اصلی رویارویی میان شیعیان و سنی ها در مثلث بیروت– تهران– صنعا قرار دارد؛ تهران به تدریج یگان های خود را در آنها مستقر ساخته و بیش از ۳۰ سال است که موفقیت‌هایی در این زمینه کسب کرده. درواقع حزب الله به مداخله پارسیان در فضای اعراب مشروعیت بخشیده. به موازات این مداخله، ایرانیان ائتلاف هایی نیز با علویون سوریه و شیعیان عراق ایجاد کرده اند. زمانی که «سونامی» عرب به دروازه های دمشق رسید، این ائتلاف برای نجات اسد فعال شد. اراده تهران و حمایت مسکو باعث شد تا رؤیای سرنگونی اسد به وقوع نپیوندد. جهادگرایان شیعه با تسخیر بسیاری از پایتخت های عربی باعث تحریک همتایان سنی خود شدند و آنها نیز به بهانه مقابله با برتری تشیع ایرانی رو به افراط گرایی آوردند. اکنون «هلال شیعه» از مرکز خود شکسته، چرا که شهرهای موصل و الرقه در ژوئن ۲۰۱۴ به دست جهادگرایان داعش افتاد و رضایت پنهان حکومت های سنی حوزه خلیج فارس را دربرداشت. ولی آنها خود را فریب خورده می بینند: عراق تحت کنترل ایران هرگونه مداخله علیه داعش را در خاک خود برای آنها ممنوع کرده، درحالی که ایران می تواند سپاهیان خود را به عراق اعزام یا با جنگنده های خود مواضع داعش را بمباران کند. اکنون شبه نظامیان شیعه بسیار قدرتمندتر از ارتش عراق عمل می کنند. در سوریه نیز هواپیماهای عرب که در چارچوب ائتلاف وارد عمل می شوند، تنها اجازه دارند مواضع داعش را بمباران کنند و به هیچ وجه نمی توانند نیروهای اسد یا گروه های شیعه را مورد حمله قرار دهند. کشورهای عربی با عمل کردن به دستورات واشنگتن درحقیقت خود را در خدمت ایران قرار داده اند، چرا که ایران بخاطر جوامع سنی بومی در عراق و سوریه وارد عمل شده. این وضعیت به هیچ وجه برای اعراب خوشایند نیست. ملک سلمان، پادشاه جدید عربستان، از این پس نسبت به «بیمه کامل» واشنگتن که توسط پدرش در سال ۱۹۴۵ به دست آمده تردید دارد. «چراغ نارنجی» که باعث شده تا ایران برتری خود را در منطقه افزایش دهد، عربستان را مجاب ساخته تا برنامه اتمی خود را با کمک پاکستان آغاز کند؛ چرا که دستیابی پاکستان به بمب اتمی نیز با کمک های مالی عربستان انجام شد. بمب اتمی ایران، یا حداقل رسیدن به آستانه تولید بمب، نشان از مقوله تکثیر اتمی در منطقه دارد: عربستان، مصر و ترکیه نیز درتلاش اند تا به اسراییل و ایران و دیگر کشورهای اتمی ملحق شوند. تهران درنظر دارد که اغتشاشاتی را در عربستان دامن زند و شروع یک برنامه قبل اطمینان را با مشکل مواجه سازد. رویارویی جهادگرایان شیعه و سنی هنوز در اول راه است و به نظر می رسد که آمریکای اوباما نیز دیگر از نقش خود به عنوان «حکم» روی برگردانده. «یالتا»ی منطقه ای که تهران قصد دارد آن را با اوباما مطرح کند، مرزهای تعیین شده توسط پیمان «سایکس- پیکو» را پس از ۱۰۰ سال دگرگون خواهد ساخت. ولی تفوق ایران در منطقه به هیچ وجه به معنی صلح منطقه ای نیست. یمن نمونه واضح این مسأله است. منبع: فیگارو، ۴ آوریل ۲۰۱۵

via RSS

via RSS

Advertisements
Posted in: ایران